تبليغاتX
سال حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف

. حجاب برتر: چادر زن تاج سلطانی بود - حافظش از شر شیطانی بود -چادر زن برهوس غالب شود - عزت زن را زحق طالب شود چادر زن کیمیای غیرت است - چون نشان غیرت ملیت است از برون شرح درونی می‌دهد - خشم دشمن را فزونی می‌دهد صرفه دارد بهر زن در اقتصاد - صرفه‌اش باشد عیان از صد جهات بر سر زن هست مانند سپر - حافظ زن هست هنگام خطر غنچه‌ای تا هست پنهان در حجاب - می‌کند از او خزان هم اجتناب تا نقابش باز از سر می‌شود - با نسیمی زود پرپر می‌شود -حفظ چادر هست شیرین‌تر زجان - بهر ایرانی زعهد باستان -حفظ چادر بهر زنها جوشن است - تیرجانسوزی به چشم دشمن است -حبل عصمت را بود چادر گره - پوشش اندام را باشد زره -حفظ چادر مایه وارستگی است - جسم زن را حافظ برجستگی است -زن بود گل، چادرش خار بدان - حافظش باشد زچشم این و آن -هرچه زن را برتری باشد حجاب - حرکتش دارند برتر شیح و شاب -حفظ استقلال زن در چادر است - کوکب اقبال زن در چادر است -خصم پندارد که با فرهنگ خویش - می‌کند تحمیل بر زن ننگ خویش غافل از آنکه زنان ما گلند - برمقام حفظ عصمت سنبلند

GOOGTAPPEH

گوگ تپه
ولایت علی سه شنبه هفدهم آذر 1388
چه سودى ميبرند آن كسانى كه سعى ميكنند اين جمعيت و اين جريان عظيم اسلامى را از محدوده‌ى اسلام بيرون نشان بدهند، كه سياستها امروز دنبال آنهايند. امروز سياستها همين را ترويج ميكنند؛ چرا؟ چون شيعه به بركت روح ولايت توانسته است كارى را بكند كه همه‌ى مسلمانان آرزوى آن را داشته‌اند. همه‌ى مسلمانان خيرخواه و دلسوز و علاقه‌مند آرزو ميكردند كه يك روزى اسلام با همان تماميت و حقانيت بر كرسى قدرت بنشيند. روشنفكران مسلمان در اين يكى دو قرن اخير در حسرت چنين روزى زندگى كردند و در حسرت او از دنيا رفتند. امروز اين را شيعه به وجود آورده است؛ اين حاكميت اسلامى را، اين عظمت اسلامى را، اين عزت اسلامى را. اين، به بركت روح ولايت است. دشمن اين را مى‌بيند، ميخواهد دوْر شيعه را، دوْر اهل ولايت را خالى كند. لذا امروز اتهامات عليه تشيع از هميشه بيشتر است. در طول تاريخ بوده‌اند افراد كج‌فهم و كج‌تابى كه عليه شيعه حرف زدند، اتهامات وارد كردند، دروغهائى ساختند؛ اما امروز از همه‌ى آن اتهامات، حجمِ اتهامات بيشتر است و اينها دست سياستهاست؛ چرا اين را نميفهمند؟
ما هم بايد بفهميم؛ ما شيعيان هم بايد بفهميم؛ بدانيم سياست استكبار امروز، جدا كردن شيعه از غير شيعه است، جدا كردن گروه‌هاى مسلمان از يكديگر و به جان هم انداختن گروه‌هاى مسلمان است. ما بايد كمك نكنيم به اين هدف؛ ما بايستى نگذاريم دشمن به اين هدف برسد؛ هم ما موظفيم، هم غير شيعه؛ آن كسانى كه شيعه نيستند؛ جمعيتها و مذاهب غير شيعه در اسلام. همه اين را بدانند: امروز شيعه است كه در ايران اسلامى، اين پرچم اقتدار اسلامى و عزت اسلامى را بلند كرده است و بر روى دست گرفته و استكبار احساس عجز ميكند؛ اين يك واقعيت است؛ اين يك واقعيت است. اين توطئه‌هائى كه در اين سى سال عليه نظام جمهورى اسلامى از سوى دشمنان گوناگون - البته در رأس آنها آمريكا و خبيث‌ترين آنها انگليس - انجام دادند، به خاطر اين است كه اينها مرعوبند؛ از حركت اسلامى، از بيدارى اسلامى، از به خود آمدن دنياى اسلام ميترسند؛ ميدانند كه اگر دنياى اسلام به خود بيايد، توجه كند، احساس استقلال كند، احساس هويت كند، احساس عزت بكند، اين منطقه‌ى حساس دنيا كه در اختيار مسلمانان است - كه حساس‌ترين مناطق دنيا، همين منطقه‌ى مسلمان‌نشين است - از تحت سيطره‌ى استكبار بيرون خواهد رفت؛ از اين ميترسند. چون ميترسند، توطئه ميكنند؛ ابزارهاى گوناگون را به كار ميگيرند. امروز سردمداران سياستهاى استكبارى - آمريكا و صهيونيستها و بقيه‌ى مستكبرين - همه‌ى توان خودشان را به كار گرفته‌اند، بلكه بتوانند ملت ايران را، نظام جمهورى اسلامى را منزوى كنند، بى‌اثر كنند؛ نتوانسته‌اند و به توفيق الهى، به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى باز هم نخواهند توانست.
در همين قضيه‌ى هسته‌اى شما ملاحظه كنيد، كارشان به اينجا رسيده است كه دروغ‌پراكنى كنند، افكار عمومى دنيا را گمراه كنند و دروغ بسازند. مسئله، مسئله‌ى فلان راديو و فلان دستگاه تبليغاتى نيست، مجموعه‌ى سياستمداران غربى متأسفانه - يعنى همان مجموعه‌ى مؤثر كه بيشتر هم تحت تأثير صهيونيستها هستند - شده كارشان اين: گمراه كردن افكار عمومى، دروغ‌پردازى كردن، شعارهاى دروغين ساختن. ما ميخواهيم از اين رؤساى كشورها؛ اينقدر دروغ نگويند. اين دولتهاى غربى، دولت آمريكا، دولت انگليس، بعضى ديگر از دولتهاى اروپائى، اينقدر افكار عمومى دنيا را گمراه نكنند. اين دروغها به ضرر خودشان تمام خواهد شد؛ امتحان كردند، ديدند. وقتى دروغ گفتند، خلاف گفتند، بعد حقيقت آشكار شد، آبروئى براى آنها نميماند؛ كما اينكه در بعضى از موارد همين اتفاق افتاد؛ دروغى گفتند، افكار عمومى را گمراه كردند، كارهائى را بر اساس آن انجام دادند، بعد حقيقت روشن شد. ملتهاى خودشان گريبان خود اينها را خواهند گرفت.
در قضيه‌ى هسته‌اى آنچه كه ايران به دنبال آن است، دانش مورد نياز است؛ دانشى كه اگر امروز ملت ايران آن را دنبال نكند، فردا دير خواهد بود؛ فردائى كه نفتى به كار نباشد و همه‌ى چرخهاى اقتصادى دنيا بر اساس نيروى هسته‌اى حركت كند و ملت ايران دستش خالى باشد؛ بنشيند منتظر كه ديگران به او كمك كنند؛ آنها اين را ميخواهند. مسئله‌ى هسته‌اى ما اين است؛ من بارها گفته‌ام.
ما امروز براى دانش هسته‌اى كه براى ما مهم است، كار ميكنيم كه بيست سال ديگر، سى سال ديگر، فرزندان ما، جوانان ما، نسل آينده، ملت بزرگ ايران، آن روز دستش به طرف غربيها دراز نباشد. غربيها امروز كه نفت مال ماست، از زمين ما نفت استخراج ميشود و به آنها داده ميشود، دارند براى همين نفت به ما زور ميگويند! - امروز اين نفتى كه از چاه‌هاى اين منطقه بيرون مى‌آيد، سودش براى دولتهاى غربى از سودش براى كشورهاى نفت‌خيز بيشتر است! - امروزى كه نفت مال ماست، در اختيار ماست، دست ماست، زورگوئى ميكنند، فردا كه ما بخواهيم انرژى هسته‌اى را از خود آنها بگيريم، شما ببينيد چه بر سر ملتها مى‌آيد. نظام جمهورى اسلامى فكرِ آن روز را ميكند. لذا امروز اصرار ميكند كه ما بايستى اين علم را، اين فناورى را، اين دانائى را، اين تمكّن را براى خودمان كسب كنيم. آن وقت جنجال راه مى‌اندازند در دنيا كه چرا ميخواهيد شما اين را كسب كنيد؟ و تهمت ميزنند، افكار عمومى را گمراه ميكنند كه اينها دنبال بمب اتمند، اينها فلانند.
...(12) معلوم است. توجه كنيد! معلوم است كه اين حق مسلّم ملت ايران است. منتها مسئله در اين است كه مستكبران عالم، براى اينكه اين حق مسلّم را از دست ملت ايران بگيرند، با انواع حيل و ترفندها و تبليغات در كارند كه اين اقدام را انجام بدهند. بايد بصير بود؛ بايد آگاه بود؛ بايد هوشيار بود. ملتها در مسير خودشان، در موارد حساس بايد بفهمند دشمن دارد چه كار ميكند. وقتى مى‌بينند از عهده‌ى يك ملت با برخورد نظامى بر نمى‌آيند، با برخوردهاى تهديدآميز و ارعاب‌آميز بر نمى‌آيند، آن وقت شروع ميكنند از طرق ديگر اخلال كردن؛ اين را بفهميم. ايجاد اختلاف، ايجاد دشمنى، بهانه‌جوئى.
امروز تبليغات استكبار جهانى از جمله‌ى چيزهائى كه بر آن تمركز ميكند، همين وجود اختلافات در داخل كشور است. يك عده‌اى پيش خدا بايد جواب بدهند؛ پيش خدا جواب بدهند كه كارى بكنند كه دشمن از او برداشت تفرق بكند در داخل كشور و جرى بشود. مسئله اين است كه دشمن را بشناسيم؛ ترفند دشمن را بفهميم؛ بدانيم كه چه داريم ميگوئيم و دشمن چگونه ممكن است از هر كلمه‌ى ما استفاده بكند و جرى بشود، تشويق بشود، روحيه پيدا كند و راه‌ها را براى دخالت خود، نفوذ خود، باز كند؛ اينها چيزهائى است كه بايد توجه داشت.
البته ملت ما بحمداللَّه ملت صبور و غيور و داراى استقامتى است؛ اين را ثابت كرده است. ملت ما در طول اين سى سال و قبل از اين سى سال در دوران انقلاب، اين را نشان داده است؛ ما صبوريم. حالا سركردگان استكبار و سخنگويان آنها هِى توى تبليغاتشان ميگويند صبر ما دارد به آخر ميرسد، ما ديگر طاقتمان دارد تمام ميشود - آنها در مقابل ايران ميگويند - شما صبرى نكرديد در مقابل ملت ايران؛ كجا شما صبر كرديد؟ هر جا هر كار توانستيد، كرديد؛ هر كارى از دستتان بر مى‌آمده است، عليه ملت ايران انجام داده‌ايد. شما كِى صبر كرديد؟ توطئه نكرديد؟ تبليغات نكرديد؟ تحريم اقتصادى نكرديد؟ حمله‌ى نظامى نكرديد؟ سگهاى زنجيرى خودتان را رها نكرديد در منطقه؟ - يعنى اسرائيل غاصب عليه نظام جمهورى اسلامى - كِى شما صبر كرديد كه حالا ميگوئيد صبر ما دارد تمام ميشود؟! صبور، ملت ايران است. مائيم كه صبر كرديم، مائيم كه ايستادگى كرديم، مائيم كه توطئه‌ى شما، تبليغات شما، هياهوى شما را نديده گرفتيم، راه خودمان را ادامه داديم. و اين ملت همين راه را، همين راهى كه انگشت اشاره‌ى امام بزرگوار ما، امام راحل ما، به ما نشان داد، با همه‌ى وجود، به كمك الهى، با همت اين جوانها طى خواهد كرد و ان‌شاءاللَّه به آن قله‌ى نهائى هم خواهد رسيد.
تلاش را رها نكنيد، جوانان عزيز! كار را رها نكنيد، بصيرت را رها نكنيد. اميرالمؤمنين الگوست؛ الگوى شما جوانهاست. علم اميرالمؤمنين، تقواى اميرالمؤمنين، پاكدامنى اميرالمؤمنين، الگوست. اينها را رها نكنيد. جهاد در راه خدا را، تلاش در راه خدا را - كه هر ميدانى، جهاد متناسب خودش را دارد - رها نكنيد و بدانيد كه فرداى اين كشور از امروز اين كشور بمراتب ان‌شاءاللَّه بهتر خواهد بود. و اين فردا متعلق به شماست. و روح اميرالمؤمنين (عليه آلاف التّحيّة و الثّناء) و دعاى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه)، ان‌شاءاللَّه پشتيبان شما خواهد بود.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

12) شعار حضار: انرژى هسته‌‏اى حق مسلم ماست

قسمتی از بیانات گهربار رهبر عزیزمان در دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم در سالروز عید سعید غدیر
تاریخ:  ۱۳۸۸/۰۹/۱۵

تهیه کننده رضا قلی زاده  | تشکرازحضورتان |

حج و وحدت مسلمین پنجشنبه پنجم آذر 1388

بسم اللَّه الرحمن الرحيم
موسم حج، فصل بهار معنويت و درخشش توحيد در آفاق جهان است؛ و آئين حج، چشمه‏ى زلالى است كه میتواند حج‏گزار را از آلودگيهاى گناه و غفلت، پاك سازد و نورانيتِ فطرت خداداد را به جان و دل او باز گرداند. رها كردن لباس تفاخر و تمايز در ميقات حج و درآمدن به لباس همگانى و يكرنگ احرام، نشانه و نماد يكرنگىِ امت اسلامى و فرمان نمادين اتحاد و همدلى مسلمانان در همه جاى جهان است. شعار حج از سوئى: فَالهُكُم اِلهٌ واحِدٌ فَلَه اَسِلموا وَ بَشِّرِ المُخبِتين است، و از سوئى؛ و المَسجِدِ الحَرامِ الَّذى جَعَلنه لِلنّاسِ سَوآءَ العاكِفُ فيهِ وَ الباد. و چنين هست كه كعبه، افزون بر نمايندگىِ كلمه‏ى توحيد، مظهر توحيد كلمه و برادرى و برابرى اسلامى نيز هست.
مسلمانانى كه از چهارگوشه‏ى جهان در اينجا به شوق طواف كعبه و زيارت حرم رسول اعظم صلى‏اله عليه و آله گرد آمده‏اند بايد اين فرصت را براى مستحكم كردن پيوندهاى برادرى ميان خود كه درمان بسيارى از دردهاى بزرگ امت اسلامى است مغتنم شمارند. امروزه آشكارا مى‏بينيم كه دست بدخواهان دنياى اسلام، بيش از گذشته در كار تفرقه‏افكنى ميان مسلمانان است. و اين در حالى است كه امت اسلامى امروزه بيش از گذشته به انسجام و همدلى نيازمند است. امروز پنجه‏ى خونين دشمنان در جاى جاىِ سرزمينهاى اسلامى بطور نمايان در كار فاجعه‏آفرينى است؛ فلسطين در سيطره‏ى خباثت صهيونيستها در رنج و محنت روزافزون است؛ مسجد الاقصى در معرض خطر جدى است؛ مردم مظلوم غزه پس از آن نسل كشى بى‏سابقه همچنان در سخت‏ترين شرائط به سر مى‏برند؛ افغانستان در زير چكمه‏ى اشغالگران، هر روز دچار مصيبتى تازه است؛ ناامنى در عراق، آرامش و راحت را از مردم سلب كرده است؛ برادركشى در يمن داغى تازه بر دل امت اسلامى نهاده است.
مسلمانان سراسر جهان بينديشند كه فتنه‏ها و جنگها، انفجارها و ترورها و كشتارهاى كور كه در سالهاى اخير در عراق و افغانستان و پاكستان به راه افتاده است، چگونه و كجا تدبير و طراحى مى‏شود؟ چرا تا پيش از ورود تحكّم‏آميز و مالكانه‏ى ارتشهاى غربى به سركردگى آمريكا به اين منطقه، ملتها شاهد اين همه مصيبت و محنت نبودند؟ اشغالگران از سوئى نهضتهاى مقاومت مردمى در فلسطين و لبنان و ديگر نقاط را تروريست مينامند و از سوئى تروريسم وحشى فرقه‏ئى و قومى را ميان ملتهاى اين منطقه سازماندهى و رهبرى ميكنند. منطقه‏ى خاورميانه و شمال آفريقا در دورانى طولانى و بيش از يك قرن، به دست دولتهاى غربى انگليس و فرانسه و ديگران و سپس به دست امريكا استثمار و اشغال و تحقير شدند؛ منابع طبيعى آنان غارت و روحيه‏ى آزادگى در آنان سركوب شد و ملتهاى آنان گروگان طمع‏ورزى بيگانگانِ متجاوز شدند، و پس از آن كه بيدارى اسلامى و نهضتهاى مقاومت ملتها، ادامه‏ى آن وضع را براى ستمگران بين‏المللى ناممكن ساخت و مسأله‏ى شهادت و عروج الى‏اللَّه و فى‏سبيل‏اللَّه همچون عاملى بى‏بديل در صحنه‏ى جهاد اسلامى بار ديگر ظاهر شد، متجاوزانِ منفعل به شيوه‏هاى مزوّرانه روى آوردند و استعمار جديد را جايگزين روش گذشته كردند. ولى امروز ديو چند چهره‏ى استعمار، همه‏ى توانائيهاى خود را براى به زانو در آوردن اسلام به عرصه آورده است؛ از نيروى نظامى و مشت آهنين و اشغال صريح تا زنجيره‏ى اهريمنى تبليغات و به كارگيرى هزاران سامانه‏ى دروغ پراكنى و شايعه‏سازى، و از سازماندهى دستجات ترور و آدمكشى بيرحمانه تا گسترش دادن ابزارهاى فساد اخلاقى و تكثير و ترويج مواد مخدّر و تخريب عزم و روحيه و اخلاق جوانان، و از تهاجم همه جانبه‏ى سياسى به مراكز مقاومت تا برانگيختن نخوتهاى قومى و تعصبهاى فرقه‏ئى و ايجاد دشمنى ميان برادران.
اگر ميان ملتهاى مسلمان و ميان فرقه‏هاى اسلامى و اقوام مسلمان با يكديگر، محبت و حسن‏ظن و همدلى، جاى بدگمانى و بدبينى را كه خواسته‏ى دشمنان است بگيرد، بخش اعظم توطئه و تدبير بدخواهان را خنثى خواهد كرد و نقشه‏هاى شوم آنان را براى سيطره‏ى روزافزون بر امت اسلامى عقيم خواهد ساخت.
حج يكى از برترين فرصتها براى اين هدف والا است.
مسلمانان با همكارى و تكيه بر مبانى مشتركى كه قرآن و سنت بدان ناطق است قدرت خواهند يافت كه در برابر اين اهريمن چندچهره بايستند و آن را مغلوب اراده و ايمان خود سازند. ايران اسلامى با پيروى از درسهاى امام خمينى كبير، نمونه‏ى بارز اين مقاومتِ موفق است. آنان در ايران اسلامى شكست خورده‏اند. سى‏سال ترفند و توطئه و دشمنى از كودتا و جنگ تحميلى هشت ساله، تا تحريم و مصادره‏ى اموال، و از جنگ روانى و تبليغاتى و صف‏بندى رسانه‏ئى تا تلاش براى جلوگيرى از رشد علمى و دستيابى به دانش‏هاى نوين و از جمله دانش هسته‏ئى، و حتى تحريك و دخالت آشكار در ماجراى پرشكوه و پرمعناى انتخابات اخير، همه و همه به صحنه‏هائى از شكست و انفعال و سرگردانى دشمن تبديل شد و آيه‏ى: انّ كيدالشيطان كان ضعيفاً در برابر چشم ايرانيان بار ديگر مجسّم گشت. در هر نقطه‏ى ديگر نيز كه مقاومتِ برخاسته از عزم و ايمان، مردم را به مصاف مستكبران پرمدعا كشانيد، پيروزى نصيب مؤمنان و شكست و رسوائى سرنوشت حتمى ستمگران شد. فتح‏نمايان 33 روزه در لبنان و جهاد سرافراز و پيروز غزه در سه سال اخير، شاهد زنده‏ى اين حقيقت است.
توصيه‏ى مؤكد اينجانب به عموم حاجيان سعادتمند و بخصوص به علماء و خطباء كشورهاى اسلامى كه در اين ميعاد الهى حضور يافته‏اند و به خطباء جمعه‏ى حرمين شريفين، آن است كه با فهم درست مسأله، وظيفه‏ى امروزى و فورى خود را باز شناسند. با همه‏ى توان، توطئه‏ى دشمنان اسلام را براى مستمعان خود باز گويند و مردم را به الفت و اتحاد فرا خوانند. از هر آنچه به سوءظن مسلمانان به يكديگر مى‏انجامد، به جِدّ بپرهيزند و هرچه انگيزه و فرياد دارند بر سر مستكبران و دشمنان امت اسلامى و رأس فتنه‏ها يعنى صهيونيسم و امريكا فرو ريزند. و برائت از مشركين را در قول و عمل به ظهور رسانند.
از خداوند متعال هدايت و توفيق و كمك و رحمتش را براى خود و همه‏ى شما متضرعانه مسألت ميكنم.
 
والسلام عليكم
سيدعلى حسينى خامنه‏ اى
سوم ذى‏ الحجةالحرام 1430

تهیه کننده رضا قلی زاده  | تشکرازحضورتان |

نیروی مقاومت بَسیج چهارشنبه چهارم آذر 1388

 

امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن که هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهمترین راههای مقابله با این تهاجم، حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی، امید کامل به آینده، و مراقبت جدی در تشخیص ها است.
بسیج یک استثناء و حادثه ای بی نظیر در کشور است.  اینکه در یک کشور، مردم با همه وجود و با بهترین و مؤمن ترین عناصر خود از یک نظام بدون هیچ چشم داشتی و با همه توان دفاع کنند، فقط مخصوص انقلاب اسلامی ایران است که دل نورانی امام بزرگوار (ره) توانست به این حقیقت بزرگ دست پیدا کند و با کمک الهی آنرا تحقق بخشد.
...  اگر حضور بسیج در دوران دفاع مقدس شکل نمی گرفت، امروز سرنوشت قطعاً بگونه ای دیگر بود.
بعد از پایان جنگ نیز بسیج همواره خط شکن و پیشرو بوده است.
امروز افتخارات گوناگون کشور نتیجه حضور انسانهای خدوم، توانا، و بی نام و نشان در صحنه های گوناگون است که اگر این حقایق بدرستی شناخته نشود، ظلم به بسیج است.
بسیج فراتر از قالبها و سازمانهای نظامی است.  اگرچه بخشهای نظامی از بهترین بسیجی ها هستند اما بسیج در واقع، حضور فراگیر، مقتدر، و تمام نشدنی قشرهای مختلف مردم است، که هیچ وابستگی به پول، جاه و مقام، و دستور از بالا، ندارد و معیار او هم بصیرت و ایمان است.
سازمان فعلی بسیج با خصوصیات منحصر بفرد خود قابل تکرار و تقلید در هیچ مجموعه دیگری نیست، 

بسیج واقعیتی نافذ و تأثیرگذار است که در عین اقتدار و قدرت، مظلوم هم واقع شده است.
مظلومیت به معنای ضعف نیست همانگونه که انقلاب اسلامی در عین حالی که جزو مقتدرترین و نافذترین پدیده های معاصر است، مظلوم هم است و یا شخص امام بزرگوار (ره) که با وجود اقتدار و قدرت روحی از مظلوم ترین انسانهای دوران خود بود.
تا هنگامی که بسیج است، هیچ تهدیدی متوجه نظام اسلامی نخواهد شد و این موضوع، یک رکن اساسی است.
آسیب شناسی، شناخت نقص ها و آفت ها، و همچنین پیش بینی های لازم بمنظور پیشرفت بیشتر برای بسیج یک ضرورت است. با توجه به شکست استکبار در مواجهه سخت با نظام اسلامی در دهه اول انقلاب، اکنون دشمن، جنگ نرم را در دستور کار خود قرار داده و امروز اولویت اصلی مقابله با جنگ نرم است.
دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها، میان آحاد مردم تردید، بدبینی، و اختلاف ایجاد کند.
قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری نمونه ای از این شیوه بود. در این قضایا، به بهانه انتخابات، ایجاد تردید و اختلاف کردند تا دلهای مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به مسئولان چرکین شود و در چنین فضای مشوش و شلوغی، عناصر مغرض، خائن و دست آموز خود را برای کارهای اخلال گرانه وارد صحنه کنند اما به دلیل بصیرت مردم به نتیجه نرسیدند.
علت تأکیدهای مکرر من بر لزوم بصیرت در جامعه در شرایط حاضر، به این دلیل است که مردم بدانند چه اتفاقی می افتد و بتوانند صحنه گَردان اصلی قضایا، و عناصر خائن و بدخواه را از آحاد مردم تشخیص دهند.
هر اقدامی که موجب مغشوش و تهمت آلود شدن فضا شود و مردم را نسبت به یکدیگر بدبین و مردد کند، به ضرر کشور است.
من اصرار دارم که آحاد مردم و جریانات مختلف سیاسی، همه با یکدیگر متحد، در مقابل آن افراد معدودی باشند که مخالف اصل انقلاب و استقلال کشور هستند و هدف آنها تقدیم کشور به امریکا و استکبار است.
جداسازی میان توده عظیم مردم اعم از خواص و عوام با معدود عناصر خودفروخته لازم است و باید تفاوت قائل شد میان این دو، نباید با برخی اظهارات و حرفها، فضا را بگونه ای مغشوش کرد که مردم سردرگم، و نسبت به یکدیگر و نسبت به نخبگان و مسئولان بدبین شوند، این کار درستی نیست.
برخی مطبوعات، رسانه ها و دستگاهها دائماً به دنبال ایجاد اختلاف، بدبینی و شایعه سازی هستند.  به کسانی که بدنبال مصالح کشور هستند، توصیه می کنم، از این اختلافهای جزئی، و غیراصولی صرفنظر کنند.
اینگونه کارها در جهت خواست دشمن است، زیرا مسئولان کشور اعم از رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه، و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه کسانی هستند که زمام کشور را بدست دارند و مردم باید به آنها اعتماد و حسن ظن داشته باشند.
این تردیدافکنی ها بسیار مضر است و دشمن هم، همین را می خواهد.
نمی شود هر فردی را به دلیل یک خطا، منافق نامید و همچنین نمی توان، هر فردی را بدلیل اختلاف نظر و دیدگاه، ضدولایت فقیه خواند.
توصیه من به فرزندان بسیجی ام این است که ضمن حفظ پرقدرت انگیزه ها، ایمان، و امید به آینده، در تشخیص ها و مصداقهای مختلف، بشدت مراقبت کنند زیرا بی دقتی در مصداقها، برخی اوقات ضررهای زیادی در پی خواهد داشت.
رویکرد اخیر توجه به علم، نوآوری علمی، و کارهای فرهنگی در بسیج بسیار مبارک و پسندیده است زیرا کشور نیازمند کارهای مختلفی است که جز با روحیه بسیجی محقق نخواهد شد.
تا زمانی که بسیج و روحیه صدق و صفا، و خدمت بی مزد و منت در میان مردم و بویژه جوانان وجود دارد، دشمن نمی تواند هیچگونه لطمه ای به کشور، انقلاب و نظام اسلامی را وارد کند.
کسانی هم که با اشاره، تشویق، و لبخند دشمن، می خواهند با نظام اسلامی، قانون اساسی، و حرکت عظیم مردمی مواجه شوند، بدانند که سر به سنگ می کوبند و تلاش آنان بیهوده است.
دو عید بزرگ اسلامی، دو مقطع مهم درخصوص موضوع امامت است زیرا در عید قربان حضرت ابراهیم (ع) بعد از امتحانهای سخت به مقام امامت نائل می شوند و در روز عیدغدیر خم هم حضرت علی (ع) بعد از امتحانهای بزرگ به منصب والای امامت می رسند.

قسمتی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار بسیجیان سراسر کشور
تاریخ:  ۱۳۸۸/۰۹/۰۴


نیروی مقاومت بَسیج به سازمانی گفته می‌شود که ابتدا با نام بسیج مستضعفین در تاریخ ۵ آذر ۱۳۵۸ به فرمان روح الله خمینی تشکیل شد و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی در دی ۱۳۵۹ قانوناً رسمیت پیدا کرد و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تعلق گرفت. در جنگ ایران و عراق از بسیجیان بیشتر برای اعزام به صورت داوطلبانه و سازماندهی‌شده به جبهه‌ها استفاده می‌شد.


ساختار تشکیلاتی

نیروهای بسیج ایران از بدو تأسیس تا پایان مسئولیت سردار سید یحیی صفوی رسماً زیرمجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده‌اند. با تغییر فرماندهی سپاه و با روی کار آمدن سردار محمدعلی جعفری مسئولیت فرماندهی بسیج برای اولین بار به فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واگذار گردید، و حسین تائب در تیرماه ۱۳۷۸ به فرماندهی بسیج منصوب شد اما پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران فرماندهی بسیج به سردار محمدرضا نقدی سپرده شد.

نیروی انسانی

بسیج در سراسر کشور ۱۱ میلیون نیروی داوطلب دارد. براساس تحقیق «مرکز استراتژی و تحقیقات بین الملل» در واشنگتن بسیج ۹۰۰ هزار نیروی فعال و ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره دارد. به اعضای بسیج که درسطح مدارس راهنمایی ایران تحصیل می‌کنند پویندگان و به اعضای در سطح دبیرستان پیشگامان گفته می‌شود.

تهیه کننده رضا قلی زاده  | تشکرازحضورتان |

 

در بارگاه ملکوت جشنی بر پا شده است؛ عطر گل یاس فضا را پر کرده است. جهان آفرینش چنین پیوند مقدسی را تابه‌حال ندیده است. دو انسان برتر، دو فرشتة پاک آسمانی، دو عرش‌نشین بهشت جاودان و دو زوج بی‌نظیر و بی‌همانند، پیوند خود را جشن می‌گیرند. فاطمه زهرا نور چشم عزیز پیامبر، و علی پرورش‌یافته در آغوش پیامبر، برادر، وصی و جانشین پیامبر، این پیوند در آسمان‌ها نوشته شده است.

حضرت علی از چگونگی ازدواج خود با حضرت زهرا می‌گوید:

هرچه من بیشتر محبت رسول خدا را نسبت به خویش دریافتم بیش‌تر حیا کردم، در بیان آنچه از او می‌خواستم. سلام کردم و به امر پیامبر، زانو به زانوی او نشستم. سرم را به زیر انداختم و نگاهم را از شرم بر زمین زیر پای پیامبر دوختم. من امروز به خواستگاری دختر گرانقدرت فاطمه آمده‌ام میان این خواهش و اجابت چقدر فاصله است؟

چهره پیامبر باز و بازتر شد و تبسمی شیرین بر لبان او نشست و این کلمات دوست‌داشتنی از میان لب‌های او تراوش کرد: بشارت باد بر تو ای اباالحسن، که پیش پای تو جبرئیل بر من فرود آمد و پیام آورد که پیوند تو و فاطمه را خداوند ـ جل و علا ـ در آسمان‌ها منعقد کرده است.1

و اما خاطراتی از آن شب فراموش‌نشدنی، که روشنایی‌اش با هزاران روز برابری می‌کرد.

شب بود، اولین شب فراموش‌نشدنی.  همة آن‌ها که برای بدرقة عروس تا درگاه خانة داماد آمده بودند، حالا دیگر دور شده بودند. آن‌همه هیاهو و همهمة عروسی ناگهان فرو نشست؛ همه رفته بودند، فقط سکوت مانده بود. آن‌جا درست بین آن دو نشسته بود و نمی‌خواست تنهایشان بگذارد.

به چه فکر می‌کنی فاطمه جان! صدای علی بود که واداشت سکوت بگریزد. فاطمه به دورها خیره شده بود به نوری که از مهتاب پشت پنجره به درون می‌ریخت.

همانطور که امشب از خانة پدرم به خانة شما آمدم یک روز یا یک شب از خانة دنیا به آخرت خواهم رفت

سکوت چون هاله‌ای دوتائیشان را بغل می‌کند. لای مهتاب اتاق هر دو به سفر می‌اندیشند. به او که در پایان راه منتظر هر دوشان ایستاده است.

عشق کوچک در لابه‌لای عشق بزرگ گم می‌شود. عشق بزرگ دوباره عشق کوچک را برمی‌گرداند، دوباره آن را می‌گذارد در قلب‌های مسافر. فاطمه ناگهان به چشم‌های مردش خیره می‌شود. هر دو نگاه از شعله‌های عشق پرند علی! انگار نمی‌خواهد جواب دهد تا او دوباره صدایش کند: علی! تو را به خدا می‌آیی امشب را نماز بخوانیم: می‌آیی با هم تا صبح خدا را بخوانیم.

و این زیباترین تابلو از زیباترین پدیده جهان آفرینش است

 

            

تهیه کننده رضا قلی زاده  | تشکرازحضورتان |

روز ملی مبارزه با استکبار جهانی پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
روز 13 آبان را ملت ما و مسئولين ما نامگذارى كردند: روز مبارزه‌ى با استكبار جهانى. مبارزه يك امر مهم و پيچيده است. با هر پديده‌اى يك جور ميشود مبارزه كرد. با دشمنى كه در مرزها به كشور حمله ميكند، يك جور بايد مبارزه كرد؛ با دشمنى كه شيوه‌هاى امنيتى را به كار ميبرد، يك جور بايد مبارزه كرد؛ با دشمنى كه اساس يك ملت را، يك جامعه و يك كشور را تهديد ميكند و از بنِ دندان با يك ملت دشمنى ميورزد و انواع روشها را به كار ميبرد هم يك جور بايد مبارزه كرد. يك مبارزه‌ى صحيح، منطقى و معقول و در عين حال قاطع، احتياج دارد به چند چيز:
يكى انگيزه‌ى برخاسته از ايمان است. با دستور نميشود ملتى را، جوانانى را وادار كرد به ايستادگىِ در يك ميدان دشوار. بايد انگيزه از دل بجوشد؛ آن هم انگيزه‌ى ناشى از ايمان. اين در جوانهاى ما امروز به حد كافى وجود دارد؛ من با اطلاع عرض ميكنم، با آشنائى با نسل جوانمان و قشر جوانمان عرض ميكنم: امروز جوانهاى ما از آن روزى كه در سال 57، رژيم پهلوى - رژيم دست‌نشانده‌ى آمريكا - به جوانان ما تو همين خيابانها حمله كرد و خون آنها را ريخت، انگيزه‌ى‌شان بيشتر است و كمتر نيست.
از آن روزى هم كه يك عده جوان رفتند سفارت آمريكا را كه مركز و پايگاه توطئه‌ى عليه انقلاب شده بود تسخير كردند، امروز جوانان ما انگيزه‌شان كمتر نيست؛ اگر بيشتر نباشد. علت هم واضح است؛ چون سى سال تجربه، متراكم در تاريخ اين ملت ثبت شده است. ذهن بيدار جوان، چشم باز جوان، ولو آن روزها را نديده است؛ اما اين تجربه‌ها را تحويل ميگيرد. نسل به نسل تجربه‌هاى يك ملت غنى‌تر، عميق‌تر و مفيدتر ميشود. پس جوانان امروز ما از لحاظ انگيزه هيچى كسر ندارند. صرف‌نظر از يك عده انقلابى فرسوده‌ى پشيمان كه به دلائل گوناگون، زندگى راحت را، سازش را ترجيح دادند، يا به ساز دشمن رقصيدن را عيب ندانستند، جوانِ كشور، توده‌ى ملت كه اكثريت هم جوان هستند، اين انگيزه‌ى عميق را دارند. من به شما عرض كنم: اگر امروز حادثه‌اى مثل جنگ تحميلى كه در سال 59 پيش آمد، در كشور ما بُروز كند، هجوم جوانان به جبهه و داوطلبى آنها براى مواجهه‌ى با دشمنِ آشكار و رو به رو، از سال 59 و 60 بمراتب بيشتر خواهد بود.
يك عنصر ديگرى كه لازم است، بصيرت است. اينى كه ملاحظه ميكنيد بنده مكرر در ديدار جوانها، دانشجويان، قشرهاى مختلف مردم، بر روى بصيرت تكيه ميكنم، براى اين است كه در وضع بسيار مهم امروزِ دنيا و موقعيت استثنائى كشور عزيز ما - امروز در دنيا كه موقعيت ممتازى است - هرگونه حركت عمومى به يك بصيرت عمومى احتياج دارد. البته من اين را هم به شما بگويم: امروز بصيرت جوانهاى ما هم از جوانان آن روزگارِ اول انقلاب و در اثناى انقلاب، يقيناً بيشتر است. خيلى چيزها را شما امروز ميدانيد، براى شما جزو واضحات است، كه آن روزها بايد براى جوانها، آنها را شرح ميداديم، بيان ميكرديم؛ اما امروز جوانهاى ما اينها را ميدانند؛ بصيرت بالاست. در عين حال من تأكيد ميكنم بر روى بصيرت.
حالا اولين مسئله‌ى بصيرت اين است كه اين استكبار چيست كه بايد با آن مبارزه كرد. استكبار يعنى قدرتى در دنيا يا قدرتهائى در دنيا؛ چون نگاه ميكنند به خودشان، مى‌بينند داراى امكانات پولى و تسليحاتى و تبليغاتى هستند؛ بنابراين بايد به خودشان حق بدهند كه در امور زندگى كشورها و ملتهاى ديگر، دخالتهاى مالكانه بكنند؛ اين معناى استكبار است. روح سطله‌گرى؛ اين در كشور ما قبل از انقلاب به صورت واضحى بود. يعنى آمريكا مستكبرانه بر اين كشور پهناور، بر اين ملت بزرگ با اين تاريخ غنى پنجه انداخته بود و در امور مهم و اساسى كشور ما دخالت ميكرد. علت هم اين بود كه زمامداران كشور فاسد بودند، در ملت جايگاهى نداشتند، دنبال تكيه‌گاه ميگشتند، به آمريكا تكيه ميكردند. آمريكا هم كه مفت به كسى چيزى نميدهد؛ حمايت از آنها را در گرو دخالت كامل در امور كشور قرار داده بود. شايد براى شما تعجب‌آور باشد، اما بدانيد شاه - محمدرضا - براى اينكه يك نخست‌وزيرى را از كار بركنار كند و يك نخست‌وزير ديگر را جاى او بياورد، مجبور شد برود آمريكا، دو هفته، سه هفته در آمريكا بماند، تا موافقت آنها را جلب كند كه اين زيد را از كار بركنار كند، اين عمرو را به جاى او بگذارد! كار كشور ما به اينجا رسيده بود. در سالهاى آخرِ حكومت پهلوى از اين هم زشت‌تر بود. بحث رفتن به آمريكا ديگر نبود؛ همين‌جا سفير آمريكا و سفير انگليس به كاخ شاه ميرفتند، به او ميگفتند شما در قضيه‌ى نفت اينجورى عمل كنيد، در قضيه‌ى ارتباطات جهانى اينجورى عمل كنيد، با ملت اينجورى عمل كنيد، با مبارزين اينجورى عمل كنيد؛ دستور ميدادند. شاه هم قبول ميكرد. خوب، وقتى كه رئيس يك مملكت اينقدر ضعيف، اينقدر زبون، اينقدر در مقابل بيگانگان تسليم باشد، ديگران وضعشان معلوم است. اين وضع كشور ما بود. استكبار معنايش اين است.
آمريكا يك مستكبر به تمام معناست. مسئله‌ى ما هم فقط نيست، مسئله‌ى دنياست؛ مسئله‌ى دنياى اسلام است. آمريكائى‌ها نسبت به همه جاى دنيا اين روح استكبارى را دارند. در جنگ بين‌الملل دوم، بعد از آنى كه ژاپن را شكست دادند، پايگاه در آنجا درست كردند، كه هنوز پايگاه آمريكائى‌ها در ژاپن هست. ژاپنى‌ها با اين همه پيشرفتهاى علمى، هنوز نتوانستند پايگاه آمريكا را در ژاپن جمع كنند! آنجا پايگاه نظامى دارد؛ به مردم ظلم ميكنند، اذيت هم ميكنند، تو روزنامه‌ها هم آمد، خبرگزارى‌ها هم گفتند؛ تجاوز به نواميس و كارهاى‌خلاف ديگر؛ اما هنوز در آنجا هست. در كره‌ى جنوبى هم پايگاه‌هاى آمريكا هنوز هست. در عراق، نقشه‌ى آمريكا اين است كه پايگاه بسازد و پنجاه سال، صد سال در عراق مستقر بشود؛ و در افغانستان؛ چون افغانستان نقطه‌اى است كه اگر آنجا پايگاه داشته باشند، ميتوانند بر كشورهاى آسياى جنوب غربى، بر روسيه، بر چين، بر هند، بر پاكستان و بر ايران تسلط داشته باشند. دارند اين همه آنجا تلاش ميكنند، براى اينكه آنجا پايگاه دائم درست كنند و بمانند. اين معناى استكبار است.
ملت ايران با ساقط كردن رژيم دست‌نشانده‌ى آمريكا، آمريكا را از اين كشور بيرون كرد. خوب، آمريكائى‌ها ميتوانستند بعد از انقلاب بلافاصله به خود بيايند، ببينند كه اين ملت، اينچنين نيرومند است. رژيمى را كه شرق و غرب از او حمايت ميكنند، ميتواند از جا بكَند؛ ميتواند بساط پادشاهى را با سابقه‌ى 2500 ساله درهم بنوردد و جمع كند بيندازد دور. آنها ميتوانستند از ملت ايران عذرخواهى كنند؛ ميتوانستند ضربه‌هائى را كه به ملت ما زدند، آن مقدارى‌اش كه قابل جبران است، جبران كنند. اگر اين كار را ميكردند، مسئله‌ى آنها با ايران حل ميشد. اگر چه جمهورى اسلامى همچنان به خاطر ظلمهائى كه در دنياى اسلام ميكنند، معترض باقى ميماند، اما اين نقار شديدى كه بين آنها و جمهورى اسلامى و ملت ايران بود، به اين شكل باقى نميماند. اما آنها اين كار را نكردند. آنها نه عذرخواهى كردند، نه از سقوط رژيم سلطنتى عبرت گرفتند؛ بلكه از همان ماه‌هاى اول، شمشير را از رو بستند و سفارت شد مركز توطئه؛ لانه‌ى جاسوسى، مركز ارتباطات مشكوك براى تحريك اين و آن، براى اينكه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را به زمين بزنند؛ شايد بتوانند جمهورى اسلامى را شكست بدهند. اين اشتباه بزرگ را آمريكائى‌ها كردند. بعد هم هر چه توانستند و هر چه از دستشان برمى‌آمد، با جمهورى اسلامى و با ملت عزيز و كشور ما كردند، كه يك نمونه‌اش حمله كردن به طبس است؛ يك نمونه‌اش قضيه‌ى سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ماست كه نزديك سيصد نفر را در خليج فارس كشتند - هواپيماى مسافرى را زدند و انداختند توى آب - يك نمونه‌اش حمله به سكوهاى نفتى ماست - كه در خليج فارس به سكوى نفتى ما زمانِ ريگان حمله كردند - يك نمونه‌اش كمكهاى همه‌جانبه به صدام بعثى خبيث است، براى اينكه شايد بتوانند او را در جنگ بر ما پيروز كنند و جمهورى اسلامى را ضربه بزنند. از اين قبيل اگر بخواهيم براى جنايات آمريكا فهرست درست كنيم، يك كتاب ميشود. يكى از وزراى دفاع آمريكا در برهه‌اى، حرف دل آمريكائى‌ها را زد؛ گفت: ما بايد ريشه‌ى ملت ايران را بكَنيم. ملاحظه ميكنيد؛ ريشه‌ى ملت ايران، نه دولت ايران، نه جمهورى اسلامى. درست ميفهميد؛ ميفهميد كه جمهورى اسلامى يعنى ملت؛ مسئولين جمهورى اسلامى يعنى همه‌ى ملت ايران؛ لذا ميگفت بايد ريشه‌ى ملت ايران را بزنيم. اين روش آمريكائى‌ها بود. هر كار هم از دستشان برمى‌آمد، كردند.
امام بزرگوار ما، آن مرد استثنائى تاريخ كه حقاً استثنائى بود، در مقابل همه‌ى اينها گفت: هرچه توطئه كنيد، به ضرر خودتان هست و جمهورى اسلامى عقب‌نشينى نخواهد كرد؛ آمريكا هم هيچ غلطى نميتواند بكند. اين استكبار است. جمهورى اسلامى هيچ رودربايستى با هيچ دولتى ندارد؛ ليكن دولتى كه دستش از منابع عظيم مالى و انسانى كشور قطع شده بود و هرچه توانست توطئه كرد، دولت آمريكا بود. سى سال دولت آمريكا عليه نظام جمهورى اسلامى و عليه ملت ايران توطئه كرده، ضربه زده، تدابير گوناگون انديشيده؛ هر كار توانسته كرده. اگر شما فكر كنيد يك كارى بود كه آمريكائى‌ها ميتوانستند بكنند و نكردند، بدانيد كه چنين چيزى نيست؛ هر كار ممكن بوده، كرده‌اند. خوب، شما مى‌بينيد كه نتيجه‌ى اين روياروئى، بالندگىِ هرچه بيشتر ملت ايران، پيشرفت هرچه بيشتر جمهورى اسلامى، قوت روزافزون اين كشور و اين نظام بوده. آنى كه ضرر كرده است، آنهايند. گاهى هم حرفهاى به‌ظاهر آشتى‌جويانه‌اى در اين مدت زدند؛ اما هر وقت كه لبخندى به روى مسئولين جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت كرديم، ديديم خنجرى در پشت سرشان مخفى كرده‌اند؛ از تهديد دست برنداشته‌اند؛ نيتشان عوض نشده است. خنده‌ى تاكتيكى، لبخند و روى خوش تاكتيكى، فقط بچه‌ها و كودكان را فريب ميدهد. يك ملت بزرگ با اين تجربه، و مسئولين برگزيده‌ى يك چنين ملتى، اگر فريب بخورند، خيلى بايد ساده‌لوح باشند؛ يا بايد ساده‌لوح باشند، يا بايد غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافيت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولين كشور باهوش باشند، دقيق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نميخورند. همين رئيس جمهور جديد آمريكا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مكرراً پيغام داد؛ شفاهى، كتبى، كه بيائيد صفحه را عوض كنيم، بيائيد وضع تازه‌اى درست كنيم، بيائيد در حل مشكلات عالم با همديگر همكارى كنيم؛ تا اين حد! ما هم گفتيم پيش‌داورى نكنيم؛ ما به عمل نگاه ميكنيم. گفتند، ميخواهيم تغيير ايجاد كنيم. گفتيم خوب، ببينيم تغيير را. از روز اول فروردين كه من در مشهد سخنرانى كردم - گفتم اگر دستكش مخملى روى پنجه‌ى چدنى كشيده باشيد و دستتان را دراز كنيد، ما دستمان را دراز نميكنيم؛ اين هشدار را من آنجا دادم - الان هشت ماه ميگذرد. در طول اين هشت ماه، آنچه ما ديديم، برخلاف آن چيزى بود كه اينها به زبان، به‌ظاهر ابراز ميكنند. صورت قضيه اين است كه بيائيد مذاكره كنيم؛ اما در كنار مذاكره، تهديد؛ كه اگر مذاكره به اين نتيجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنين و چنان! اين شد مذاكره؟! اين همان رابطه‌ى گرگ و ميش است كه امام گفت: رابطه‌ى گرگ و ميش را ما نميخواهيم. بيائيد بنشينيد با ما سر ميز، مذاكره كنيد بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هسته‌اى، ليكن شرطش اين است كه اين مذاكره، به فلان نتيجه‌ى معين برسد! مثلاً دست برداشتنِ كشور از فعاليت هسته‌اى، اگر به اين نتيجه نرسد، پس چنين و چنان؛ تهديد.
من تعجب ميكنم. چرا از وضع گذشته عبرت نميگيرند؟ چرا حاضر نيستند ملت ما را بشناسند؟ مگر نميدانند كه اين ملت، ملتى است كه در روزى كه دو ابرقدرت در اين دنيا بودند كه تقريباً در همه‌ى موضوعات با هم مخالف بودند، جز در دشمنى با جمهورى اسلامى - فقط در دشمنى با جمهورى اسلامى اين دو ابرقدرت: ابرقدرت آمريكا و شوروى سابق، با هم متحد بودند - ايستاد و هر دو ابرقدرت را به زانو درآورد. چرا شما عبرت نميگيريد؟ امروز شما قدرت آن روز را هم نداريد. جمهورى اسلامى امروز چندين برابر قدرتمندتر از آن روز است، باز با اين زبانها حرف ميزنيد؟ استكبار يعنى اين. از موضع تكبر حرف زدن با يك ملت، كار را با تهديد پيش بردن؛ اگر چنين نكنيد، چنان خواهد شد. ملت ما هم ميگويد كه ما مى‌ايستيم.
آنچه كه جمهورى اسلامى ميخواهد، بيش از حق معقول خودش نيست. جمهورى اسلامى دنبال استقلال خودش است، دنبال آزادى خودش است، دنبال منافع ملى خودش است، دنبال پيشرفت علم و فناورى در كشور است؛ اينها حقوق اين ملت است. به اين حقوق هر كسى تعرض بكند، ملت ايران با همه‌ى وجود در مقابل او قرار خواهد گرفت و او را به زانو درخواهد آورد.
 آن روزى كه آمريكا دست از استكبار بردارد، آن روزى كه از دخالتهاى بيجا در امور ملتها دست بردارد، يك دولتى مثل بقيه‌ى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقيه‌ى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى كه آمريكائى‌ها هنوز به طمعِ برگشتن به ايران و تجديد روزگارِ گذشته و عوض كردن تاريخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر كشور ما مسلط بشوند، با هيچ وسيله‌اى نخواهند توانست ملت ما را به عقب‌نشينى وادار كنند؛ اين را بدانند. و به اين غائله‌هائى هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند؛ جمهورى اسلامى قوى‌تر از اين حرفهاست، عميق‌تر از اين حرفهاست، ريشه‌دارتر از اين حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسيار سخت‌ترى هم مواجه شده، كه بر همه‌ى اينها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى كه يا ساده‌لوح - حالا هرچه و با هر انگيزه‌اى؛ قضاوت نكنيم - هستند، يا با نيت بد و خباثت‌آلود، يا با نيت نه آنچنان بد، اما همراه با ساده‌لوحى و بد فهميدن قضايا، با جمهورى اسلامى مواجه شده‌اند، اينها نميتوانند براى آمريكا در كشور ما فرش قرمز پهن كنند؛ اين را بدانند: ملت ايران ايستاده است.
من به شما جوانها عرض ميكنم: جوانهاى عزيز! مملكت مال شماست، اين كشور مال شماست، اين تاريخ مال شماست. سهم ما انجام گرفت. آن مقدارى كه نسل ما و مجموعه‌ى امثال ماها بلد بودند - آن مقدارى كه خدا توفيق داد - انجام دادند. امروز كشور تحويل شماست، مال شماست. هم امروز مال شماست، هم فردا مال شماست. اين كشور را بايد محكم نگه داريد؛ با اراده‌ى مستحكم. اين كشور با عزم و اراده‌ى مستحكم شما كه از ايمان دينى برخاسته باشد، ميتواند روزبه‌روز مقتدرتر بشود. بايد كشورتان را به جائى برسانيد كه كسى جرأت نكند تهديد كند. اين در گرو عزم و اراده‌ى شماست.
جوانها بايد به علم بپردازند. بارها من گفته‌ام، باز هم تكرار ميكنم: اقتدار حقيقى يك ملت در گرو علم است. علم است كه بقيه‌ى منابع و مايه‌هاى اقتدار را به كشور ارزانى ميدارد. از علم غفلت نكنيد؛ چه دانش‌آموزتان، چه دانشجوتان؛ در هر رتبه‌اى كه هستيد. مسئله‌ى علم، مسئله‌ى تحقيق، مسئله‌ى مهمى است در كنار انگيزه‌ى دينى. دين خيلى باارزش است. دين فقط براى آباد كردن آخرت نيست، دين دنياى شما را هم آباد ميكند. دين به شما شور و نشاط و طراوت و تازگى ميبخشد. دين به شما اين روحيه را ميدهد كه در مقابل چشمتان همه‌ى اين قدرتهاى مادى كوچك بشوند، حقير بشوند، تهديد آنها اثر نكند، كار آنها اثر نكند. بدانيد پيروزى با شماست، نصرت الهى با شماست. همين ابرقدرتهاى تهديد كننده - حالا دنباله‌هاى داخلى‌شان كه جاى خود دارند - و مراكز قدرت استكبارى و تهديدها، چاره‌اى جز عقب‌نشينى در مقابل يك ملت مقتدر و باايمان ندارند. به خداى متعال اعتماد داشته باشيد، حسن ظن داشته باشيد. اينى كه خدا با تأكيد ميفرمايد: «و لينصرنّ اللَّه من ينصره انّ اللَّه لقوىّ عزيز»؛(1) بى‌شك، بدون ترديد خداى متعال آن كسانى را كه دين او را و اهداف او را يارى كنند، يارى خواهد كرد، اين سخن راستى است، اين وعده‌ى صادقى است. به اين اعتماد كنيد. با اقتدار، با عزم كافى، با تهذيب نفس، با خودسازى - هم خودسازى علمى و هم خودسازى اخلاقى - پيش برويد. ان‌شاءاللَّه روزى را خواهد ديد كه كشورتان به بركت مجاهدتهاى شما در اوج افتخار و در قله‌ى اقتدار باشد.
اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال همه‌ى شماها را به‌سلامت بدارد و تأييد كند و ان‌شاءاللَّه همه آن روزهاى شيرين و روشن را ببينيد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
1) حج: 40
« از بيانات‌ رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار دانش‌آموزان در آستانه سيزدهم آبان‌ (۱۳۸۸/۰۸/۱۲ ) »
تهیه کننده رضا قلی زاده  | تشکرازحضورتان |